روزها و آرزوها

بیژن مالک روزمرگی و دوست فاضلم من را به تقریر آرزوهایم دعوت کرده؛به آنچه نداشته‌ام ؛حالا هم که آرزو می‌شوند یعنی که باید از سر به در روند. یعنی که آرزو باقی می‌مانند،خیالی و دور از دسترس.پس همان به که بی آرزو باقی بمانیم شاید که روزی برآورده شدند آرزوهای نداشته‌مان.

اما تنها نوشتن آرزوها یا درست تر ،ننوشتن آرزوها نبود که موجب نو شدن این صفحه شد.آنچه بیشتر مرا به نوشتن وا داشت موافقت و البته اصرار هشتاده و هفت درصدی‌!!مردم فهیم ما به اجرای طرح امنیت اخلاقی جامعه بود. مردمی که از  زیادی رفاه اقتصادی و امنیت اجتماعی به تنگ آمده‌اند و حوصله شان سر رفته و حالا ایام فراغت خود را به بررسی معضلات جامعه می‌پردازند و البته آن را یافته‌اند. مردمی که این بار مظهر بی اخلاقی جامعه را رنگ موها و بلندی و کوتاهی تنبانها یافته اند.خواسته‌ای که به یکباره سر سلسله مطالبات مردمی می‌شود و هر که را به آنان بگوید این چه طریق است با چنگ و دندان نشان دادن ساکت می‌کنند .

این حرفهای منتخب مردم است قبل از انتخابات؛ بخوانید:

«واقعاً مشکل مردم ما الآن شکل موی بچه‌های ماست؟ بچه‌ها موشان را هر جوری دوست دارند، بگذارند. به من و تو چه ربطی داره؟ من و تو باید به مسایل اساسی کشور برسیم. دولت باید بیاد اقتصاد رو سامان بده، فضای کشور رو آرامش ببخشه. امنیت روانی درست کنه. پشتیبانی کنه از مردم. مردم سلایق گوناگون دارند. سنت‌های مختلف، اقوام مختلف‌، تیپ‌های مختلف. دولت خدمتگزار همه است. چرا مردم رو کوچیک می‌کنید؟ یعنی واقعاً مردم رو این قدر کوچیک می‌کنید که الآن مشکل مهم جوان‌های ما اینه که مدل موشون رو چه جوری بذارند و دولت هم نمی‌ذاره. شأن دولت اینه؟ شأن مردم اینه؟ این واقعاً، این توهین به مردم ماست. چرا مردم رو دست کم می‌گیریم؟ واقعاً این قدر یعنی الآن مشکل کشور ما اینه که مثلاً فلان دختر ما فلان لباس رو پوشید یا الآن مشکل کشور ما اینه؟ یعنی مشکل مردمِ ما اینه؟ »
می‌توانید فایل صوتی حرفها را هم از اینجا گوش کنید.

راست می‌گوید مشکل این نیست. مشکل نوع نگاهی است که به این مردم می‌شود. مشکل تلقی ما از سیاست است که آن را بی اخلاق‌ترین چیزها یافته‌ایم و چون در مصدر اموریم سیاست است که ما را به هر بی اخلاقی وامی‌دارد.باور کنید سیاست هم اخلاق خاص خود را دارد سیاست هم دروغ و ریا و شیادی را بر نمی‌تابد.
سیاست فریب مردمان نیست .

 پ.ن: چند ماه پیش بود که گرانی گوجه فرنگی تیتر یک معضلات جامعه بود و اینک ارزانی آن به طوری که از ارزانی بیش از حد کشاورزان به چیدن آن از بوته رغبت نمی‌کنند. به واقع می بایست معضل این مردم را  بحران گوجه فرنگی دانست یا کوتاهی و بلندی موها!!