| |
| دوشنبه 9 بهمن ماه سال 1385 |
| نشست قصر دشت |
در این اندیشه بودم که در مورد مطلب جنجال بر انگیز بیژن چیزی بنویسم که شادی شبانه دوستان ما در نشست غیر منتظره قصر دشت به اتاق روی بام ما هم کشیده شد و تجسم شکلکهای با مزه دودی،«همان گوژپشت خودمان»، که در این حلقه بعد از خوردن شام از خود بروز داده است موجبات ابتهاج و انبساط خاطر ما را نیز فراهم آورد و در اندیشه مسائل مطرح شده و دلایل پرداختن به این مسائل در این نشست فرو برد. مسائلی به غایت فرهنگی، از جمله صحبت از فیلمهای مهرجویی و بحث از انتخابات و انتقاد از بهزاد.ن و کامنت گذاشتنهای پی در پی که در داستانک به آنها اشاره شد تا بررسی مسائلی که قاعدتآ می بایست در این شب از آنها ذکری به میان آمده باشد، همچون جشنواره فیلم فجر و بررسی آخرین مقاله پروفسور رورتی و وضعیت دخترک کبریت فروش. پس از تحلیل موضوعات مطرح شده در این شادی شبانه به نتایج به زعم بیژن وحشتناکی رسیدم و آن اینکه فرهنگ کیلویی چند؟ آگر شامی در این میانه نمی بود از شکلکهای مضحک و البته هنر مندانه دودی هم خبری نبود و بحث از هنر کار را به مهرجویی نمی کشاند و گزافه گویی در مورد هامون مهرجویی به طرز حیرت آوری بحث را به انتخابات نمی کشاند و بحث از انتخابات هم بدون انتقاد از عملکرد بهزاد.ن که اصلآ معنایی ندارد! این بود که در این شبهای عزیز بسیار برای جناب مارکس فاتحه فرستادم و برای او و پدرش طلب آمرزش کردم . البته به سختی می توان ذکر خیر حضرت تدین که در این مجالس شبانه جایگاهی ویژه دارد و همچنین تشکیک در شان نزول ما را بر طبق این نظر تحلیل کرد. جون دوستان چه سیر باشند و چه گرسنه به آن می پردازند و آن را علاجی نیست. شامتان برقرار ،شادیتان پایدار |
|