مدتی در این فکر بودم که در مورد کاریکلماتورهای پرویز شاپور، این موجود ترکه ای پشمالو چیزی بنویسم. اما هیچ گاه فرصتی حاصل نشد.امروز هم به کوتاهی می خواهم در اینجا برخی از این جمله های زیبا را بیاورم ،جمله هایی که برخی از آنان خود می تواند جوهر شعری ناب شود و بسیاری نیز طنز فاخر او را بر ما می نمایاند. شاید این مجال یادی هم از یار همیشگی این موجود نازنین عمران صلاحی باشد. یادشان بخیر!
برای اینکه کسی در کارم دخالت نکند مدتی است که اصولا کاری انجام نمی دهم. فلسفه به وجود آمدن شب فقط برای این است که ما بتوانیم روزها را شماره کنیم . اگر فیل جزو پرندگان بود سیم تلگراف و تلفن سالم پیدا نمی شد. برای اینکه از مخارج خود کشی شانه خالی کنم زندگی میکنم. وقتی آب می نوشم داخل قفسه سینه ام رنگین کمان تشکیل می شود . وجود جسم برای این است که مگس روی سر و کله روح آدم ننشیند . برای اینکه از گرسنگی تلف نشوم با هفت تیر به عمرم خاتمه دادم . از عزرائیل تقاضا نمودم خارج از نوبت به زتدگی ام خاتمه دهد. شب ، زنی است که صورت ماهش را از چادر سیاه بیرون گذاشته است . میکرب با تیم آزمایشگاه عکس یادگاری گرفت. عزرائیل تاریخ فوت کسی که خود کشی می کند را نمی داند. وقتی سن بالا می رود ، زندگی پایین می آید. پوست موز قطار را از خط خارج کرد . سایه ام حوصله ندارد مرا دنبال کند . زندگی مرا به مرگ نزدیک می کند . لیوان خالی لبریز از آب تشنه است . عمر نگاهم صرف پیدا کردن چشمت شد. زندگی یک عمر موجودات را از مرگ می ترساند. قاه قاه خنده ام نمی گذارد حق حق گریه ام را بشنوی. به نگاهم خوش آمدی. نطفه خداحافظی در سلام بسته می شود
|