مخروبه
  
 هر خرابه خود قصریست یادگار صد خاقان
 
خرداد 1387
ش ی د س چ پ ج
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30 31
 
آرشیو
 
پنجشنبه 26 مرداد ماه سال 1385
امروز هم به خیر گذشت!!!

 
شنبه 14 مرداد ماه سال 1385
تولد مشروطه
تولد مشروطه است. صد ساله شد.
هنوز زنده است ،می خواهد نفس بکشد ،صاحبانش را بگویید بیایند،شاید که جشنی برپا باشد .
ملکم خان را بگویید با روزنامه قانون بیاید تا داد « وحدت و عدالت و پیشرفت»را سر دهد. میرزا جهانگیر خان را پیدا کنید تا در صور اسرافیل بدمد. به ستار خان و باقر خان هم بگویید از تبریز که می آیند تفنگ خود را بردارند ،آخر دار ملک‌المتکلمین و میرزا جهانگیر خان هنوز پابرجاست. طباطبایی و بهبهانی را هم بیابید،این بار کجا بست نشسته‌اند؟ آخر تولد مشروطه است.
سید جمال الدین اصفهانی و همشهریش حاج میرزا یحیی دولت آبادی را فراموش نکنید.
راستی چه نسبت است میان یحیی میرزا و سلیمان میرزا با جدشان فتحعلی شاه؟ آنها را هم بگویید...
مشروطه صد ساله شده است ،اما می خواهد نفس بکشد و دوباره برخیزد.
دشمنانش هنوز در پی‌اش هستند،هنوز شیخ فضل الله روی منبر نشسته است و ملکم را «ارمنی بی دین» می نامد و دم از مشروعه می‌زند.لیاخوف هم که سر مست از به توپ بستن «خانه مردم »است.
 مصدق کجاست؟ او را فراموش نکنید تا به لیاخوف بگوید که مجلس آن چهار دیواری آجری نیست که به توپ می بندد. مصدق هم که بدون فاطمی نمی‌آید. این هم مهمانان مشروطه ،مهمانها فراوان شده اند.
دهخدا و ملک‌الشعرا هم که خود صاحب خانه هستند!
تولد مشروطه است . صد سالگی آن. هزاران شمع روشن بر روی پیکرش روشن است. با این حال هنوز تازه پاست.
حالا فرصتی شده است تا هر کس آن را برای خود مصادره کند.سمینارها برگزار کنیم و همایشها و علل افت و خیز آن را بررسی کنیم . می توانیم صبر کنیم تا دویست سالگی آن شاید هم سیصد سالگی !!اما هیچ گاه برای میوه نارس مشروطه« آزادی»  همایشی برگزار نکردیم و فقط هر از چندی مهمانی را تا به آن خانه بدرقه می کنیم.این تنها کار ما بود.
مشروطه خانه ماست زیرا آزادی بزرگترین مطلوبهاست. برای صد سالگی مشروطه صد شمع کافی نیست. هر دردمندی باید شمعی باشد برای روشنایی خانه مشروطه.شاید روزی مشروطه هم صد ساله شد و از ان میوه شیرین چشیدیم!!

 
پنجشنبه 5 مرداد ماه سال 1385
وبلاگ
وبلاگ به کدام عرصه از زندگی انسانها می پردازد و کدام را در معرض نمایش می گذارد ؟عرصه عمومی یا عرصه خصوصی؟
شاید عاقلانه ترین پاسخ به این پرسش بررسی محتوای وبلاگها باشد . اما از لحاظ محتوا مقصود من آن نوع از وبلاگها می باشد که افراد در آن به بلند بلند فکر کردن و بروز احساسات و حتی گزارش کردن کوچک ترین رفتارها و کارهای روزمره خود می پردازند.
خوب با توصیفات بالا می توان در اولین قدم حکم به تعلق این وبلاگها به عرصه خصوصی زندگی اشخاص داد، اما مشکلی وجود دارد ! و آن اینکه وبلاگ جایی برای نمایش است ،نمایش به عموم و می توان آن را ماهیتاْ مربوط به عرصه عمومی دانست .
زیرا آن قسمت از درونیات و لایه های پنهان تفکر انسان که قابلیت عرضه به عموم را پیدا می کند و در برابر آفتاب قرار می گیرد دیگر نمی توان آن را در عرصه خصوصی گنجاند زیرا حریم را رعایت نکرده است .
با وجود این می توان عرصه خصوصی و عمومی زندگی افراد را تنگ و فراخ دید یا اینکه قضیه را اینگونه حل کرد که وبلاگ نویسی آن عرصه از زندگی خصوصی ماست که میل به عمومی شدن و بروز پیدا می کند، بدون اینکه وارد حریم به واقع خصوصی ما بشود .
وبلاگ نویسی همانند دیگر اعمال انسانی از نوعی نیاز بر می آید ، نیاز به در معرض نمایش قرار گرفتن بدون شناخته شدن و برای شناخته شدن! نویسنده های وبلاگها خود به روشنی به این نیاز اذعان دارند کافی است سری به بخش نظرات مطالب مختلف وبلاگها بزنید تا با جمله آشنای" به من هم سری بزنید" مواجه شوید .
پس به من هم سری بزنید!!

 
سه شنبه 3 مرداد ماه سال 1385
شاملو

هر شاعری برای فصلی است و هر شعری برای روزی،ساعتی ،لحظه ای .
این را برای این نوشتم که بگویم شاملو شاعری برای تمام فصلها ،روزها و لحظه هاست.لااقل برای من هر شاعری تنها توانست برای مدتی لحظه های مرا از آن خود کند . اما گذر کردن از شاملو ناممکن می نمود .
از ابتدا که کتاب سه دفتر فریدون مشیری را گرفتم تا رسیدن به فروغ و اخوان و قیصر و نصرت و شفیعی و سید علی صالحی و هیوا ، که هر کدام از اینان قلندرانی در شعر نو هستند هیچ کدام به اندازه شاملو نتوانست قدرت واقعی شعر را بر من بنمایاند.
اما باید بگویم که شعر هم برای فصلی است از زندگی و هر شعر برای آدمی.
یک سالی می شود که کمتر سراغی از شعر گرفته ام و کمتر از شاملو،شاید فصل شعر خوانی ما نیز به سر آمده. اما اگر گذری هم در این عرصه اتفاق بیفتد شاملو همیشه همان غول زیباست.
دیروز ششمین سالگرد شاملو بود ،امامزاده طاهر کرج هم مثل هر سال پر بود از شاملو دوستان،شاملو امسال سنگ قبر نداشت .من هم حوصله!!


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 9752


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها
 
Site Meter